تبليغاتX
like water for chocolate




















like water for chocolate

می دانی؟اصلاْ دلم نمی خواهد بمیری.اعصابم از فکر اینکه بعد از آن همه جانماز آب کشیدن روحت بفهمد چه لجنی هستم به هم میریزد!
نوشته شده در جمعه سی ام تیر 1385ساعت 21:18 توسط تیتا| |

امتحان هایم تمام شد.به پیوست کامپوترم هم بی خبر مرد و من ماندم و روزهای تابستان که انگار کشدار تر از همیشه می گذرند.بی حوصله دنبال کسی می گردم برای نق زدن با جایی برای رفتن یا چه می دانم کسی برای فکر کردن.اگر چه٬مغزم در گرمای طاقت فرسای اینجا حسابی پخته شده و شاید هم سوخته باشد اما خوب...از بیکاری که بهتر است!

خبرهای معمولی که گفتن ندارند.این که سارا از فرنگ آمده و بچه الهه قرار است به دنیا بیاید و دو بچه دیگر هم قرار است به دنیا بیایند و به قول سارا فامیل جوان شود و باز خیال همه از همه جا راحت شد نگران پیر شدن و بی شوهر ماندن من می شوند و این حرفها٬مگر مهم است؟آنهم برای شما؟

حالا باز اگر هفتهء گذشته می توانستم اینجا بنویسم برایتان از سختی های زندگی به عنوان یک دختر می گفتم و اینکه چطور "خانهء خواهران" را تکه تکه کردم و هنوز دارم کاغذ می چسبانم.

بگذارید حقیقت را بگویم.دور بر "یه بوس کوچولو" بلاگ آقایی(اسمشان که یادم آمد می نویسم) را خواندم که همه بلاگ نویس ها را از دم تیغ گذرنده بود.بنده که اصلاْ داخل آدم نبودم اما گفته بود کسانی هم که می گویند دانشگاه این طور شد و به خاطر غذای سلف اعتصاب کردیم و این حرف ها هم حرف مفت می زنند.شاید هم بزنند.شاید هم بزنیم اما اگر قرار بود همه مثل شما٬حرف هایی را که شما می پسندید بنویسند گمانم همان دیکتاتوری می شد که شما هی دم از مخالفت با آن می زنید نه آن دموکرسی که مدعی اش هستید.

خوب این حرف روی دلم مانده بود!به خصوص که هر وقت می خواستم بنویسم احساس می کردم با چرند نویسی جای این آقا را تنگ کردم و سعی می کردم کمتر بنویسم.(خوب است باز اجساس عذاب وجدان هم داشتم و این همه افاضات فرمودم!)

به قدر کافی نق زدم.حالا حالم بهتر است!

پیوست:نوشته قبلی به این خاطر بود  که دفعهء پیش که گفتم: من به میان نیکوکاران بازگشتم دوستان درمورد نیکوکاری تردید داشتند.به ناچار تفکیک کردم

نوشته شده در شنبه بیست و چهارم تیر 1385ساعت 9:57 توسط تیتا| |

سلام بر شما و بندگان شایستهء خداوند.

بله!حواسم بود حساب شما از بندگان شایسته جداست.

نوشته شده در یکشنبه یازدهم تیر 1385ساعت 21:51 توسط تیتا| |


Design By : Night Skin