like water for chocolate
دل به تو دادم٬در دام افتادم٬از غم آزادم.... ویگن و دلکش که بخوانند٬کسی جواب درست سوالاتت را نداند٬اتفاق های خوشایند دنیا هم که ته بکشد عجیب نیست درد ته نشین شده قلبت به تکان کوچکی پخش شود و زندگی بوی نا بگیرد و طعم خون. و دلت بخواهد خاطره باشی.بی قاب٬با قاب٬گم شوی زیر پته ها و سوزنی های مادربزرگ که خاک به خوردشان رفته.قرمز خاکی٬سفید خاکی.بوی خاک بگیری٬طعم خاک.انگار کن شال سبز حسینا... اما جداْ فکر می کنم خیلی بهتر است شما خواب های بد ببینید (حتی خواب تحویل پروژه) و هیچ کس هم به شما نگوید پگی بلو و در مقابل شما مجبور تکرار این موضوع نباشید که "اسکار عزیز!اگر تو آدم باشی و من حوا و نسل بشر زا به راه ازدواج ما باشد برایم یک دوست خوب می مانی و نه هیچ چیز دیگر!!" از این که بگذریم یک سوال مهم برایم پیش آمده.دانشجویان عزیز (اگر شما هم مثل من باید شهریه پرداخت کنید) پایین پرینت شما نوشته:بدهکاری قبلی؟ و در مقابل سوال شما که "این دیگر به کجا بند است؟" جواب شنیده اید:چون ترم پیش روی واحد ها نکشیدیم (خاطرتان باشد قرار بود شهریه ها زیاد نشوند هیچ کم هم بشوند!) حالا به عنوان بدهی قبلی ترم پیش این را هم باید بدهید! البته امکان دارد این مختص دانشگاه ما باشد که خیلی مفت خور است و خیلی دزد است و امید داریم خراب شود. پیوست:این روزها نه کار دارم نه کتاب نه وقت نه حوصله و نه پول.شما سازمانی٬شرکتی چیزی سراغ ندارید که به مدیر عامل نیاز داشته باشد؟
| Design By : Night Skin |
