like water for chocolate
"آندارنیک ساکوزیان" اوج پستی و رذالت من بود!آن موقع هژده سال و چند ماه سن داشتم و هژده سال و چند ماهگی همان زمانی است که فکر می کردم می توانم تصمیمات عاقلانه بگیرم و تصمیمات احمقانه می گرفتم.اگرچه هنوز هم که فکرش را می کنم "آندرانیک" را تصمیم درستی می دانم. آناهیتا روشا دختری که برای مدتی به اسم دوست یکدیگر را تحمل می کردیم دختر سبکسری بود که فکر می کرد هیچ کس قدر او را نمی داند و در حد او نیست و گاهی از کسانی که تنها در خیالش به زندگی او پا گذاشته بودند آنقدر حرف می زد که برای تحملش ناچار می شدم به خدایان پناه ببرم.روزی که با چهره ای بشاش و لبخندی آرزومند از "آندرانیک" گفت را هنوز به روشنی به خاطر دارم. محوطه دانشگاه را خوش خوشک گز می کردیم تا باز زیر J بنشینیم.خلاصه کرد پسری ارمنی که به اشتباه از طرف او e-کارتی دریافت کرده و حالا مایل است با او آشنا شود و چرا که نه؟ساختن ایده آل های آناهیتا ساده بود.آنقدر که بعد از یک هفته اسم آندرانیک که می آمد با لبخندی محو به خیلی دور ها خیره می شد.متاسفانه بازی زیاد طول نکشید چون مامان جریان را فهمید و مجبورم کرد سر و ته قضیه را هم بیاورم و خوب آندرانیک ازدواج کرد و آناهیتا دیگر از او حرفی نزد. حس خوبی به آدم دست می دهد وقتی می بیند نهایت پستی و رذالت آدم برای دیگران "بازی" به حساب می آید.حس خوبی به آدم دست می دهد وقتی می فهمد تعقیب و گریزی که تو را در هم می ریزد برای دیگران "قاعده بازیست." حس بدی به آدم دست می دهد وقتی می فهمد در این بازی او بازیچه است! اگر دختر ظفر الملک بودم چطور آدمی می شدم؟فکر نمی کنم ظفر الملک چه کسی بوده یا اصلاْ کسی بوده؟یادم می آید:هر آدمی سنگی است که پدرش پرتاب کرده است... گیرم صیقل خورده٬گیرم "عقیق!"٬گیرم لعل.پرت که شده باشی٬زیر خاک که مانده باشی٬قاطی آشغال ها که شده باشی دیگر چه اهمیت دارد از کجا آمدی؟اصلاْ مگر بعضی جاها ارزش جواهر و شیشه را یکی نمی دانند؟اصلاْ در بطن قضیه تفاوتی هست؟حالم خوش هست و نیست.عادت به نصفه نیمه داشتن چیزی ندارم و کاری هم از من بر نمی آید.نصفه نیمه هم تازه نه!انگار کن از یک سیب فقط یک گازش به تو رسیده باشد.آنهم با رد دندان های کسی که از تو خوشش نمی آید.تو را که می بیند پشت چشم هم نازک می کند.انگار کن کسی که می داند حتی گاز آخر هم سهم او بوده و نه تو و فکر می کند چقدر تو پستی!و می داند چقدر تو پستی!و بدتر از همه می داند تو حاضری تمام باغ هایت را سر همان گاز آخر سیب حوا قمار کنی!
| Design By : Night Skin |

