like water for chocolate
وبلاگ نویسی مثل سرطان بدخیم سینه است.اگر به جانت بیفتد دیگر افتاده و تلاشت یک جور هایی احقانه به نظر می رسد وقتی بخواهی از آن فرار کنی.مثل این است که بخواهی از خودت بیرون بیایی،خودت را ترک کنی یا خودت را جا بگذاری. می خواستم دیگر ننویسم،حداقل اینجا ننویسم اما دلم نیامد.نامه نبشتم به "فی * لتر می کنیم ها" بدانم به چه شعوری این کار را کرده اند که معلوم شد بابت دو کلمه پیش پا افتاده بوده که در همین کافه پیانو صد میلیون بار تکرار می شود و مجوز چاپ هم می گیرد و به عوض در بلاگ مرا تخته می کنند و بعد هم گفته اند اگر یک بار دیگر از این گه ها بخوری دیگر نمی توانی نامه بدهی و بگی غلط کردم!!!آخر نه که سرویس نامه نگاریشان صد سال نوری است راه افتاده!به این دلیل و در ادامه گفته اند که یک عالمه ربات خفن دارند که می گویند دوباره به خاطر همان دو کلمه حالم را بگیرند.نتیجه اینکه باید بین کلمان 120 علامت و اشاره گذاشت.مثلاً باید بنویسیم :-ف !@)#!#* نه نگو! -ح %)#$%* این حرف ها چیه؟ -ش (!@#!*$ این دفعه شوخی بردار نیست ها! -ه!تا دیگر دچار مشکل نشویم.اما خودمانیم،راست می گویند.چرا باید در مورد کسانی که به طور قطع در جامعه وجود ندارند و تنها می توانیم در فیلم های بی محتوای خارجی ببینیم صحبت کنیم؟این مگر خود نشاندهنده نفوذ عوامل بی پدر و مادر استکبار جهانی نیست؟
احساس به خود آمدگی می کنم.
| Design By : Night Skin |

